محی الدین

یکی از دوستان عزیز  از پست قبلی کلی شاکی بود. این سخن زیبا رو به افتخار متین اینجا میزارم.

«تا امروز، با همنشینی که همکیش من نبود مخالفت می ورزیدم. لکن امروز دل من پذیرای همه ی صورتها شده است: چراگاه آهوان است و بتکده ی بتان و صومعه ی راهبان و کعبه ی طائفان و الواح تورات و اوراق قرآن. دین من اینک، دین عشق است، و هرجا که کاروان عشق برود دین و ایمان من هم به دنبالش روان است.»

                                                                  «محی الدین عربی اندلسی»

/ 2 نظر / 11 بازدید

به به !!!‌ما هم الان احساس کردیم که شاکی شدیم ‘‌برای اینکه از دل ما هم در بیاورید یه پستی هم به ما بدهید در مکتبتان ای پیغمبر زمانه [ماچ]

متین

شرمنده کردید ما رو به غایت! [خجالت] بسیار سخن زیبا و به جایی بود. اما من فکر می کنم در زمان ابن عربی ماتریالیسم به صورت فلسفه در نیومده بود، لذا در تمام صورت هایی که ذکر کرده جنبه هایی از معنویت نمایانه. اما در ماتریالیسم فلسفی شده مدرن، اصلا همچین نمودی وجود نداره. واسه همینه که من از خوندن انجیل لذت بردم، از ور رفتن با ورق های تاروت خوشم میاد، از کتاب تائو لذت می برم، قرآن خوندن رو دوست دارم، هزار جور کتاب دینی و غیر دینی رو دوست دارم، ولی این چیزای مدرن خیلی بهم سازگار نیست. واقعا بابت این پست متشکرم. هیچ کس تا حالا اینقدر تحویلم نگرفته بود! [چشمک]