بی خوابی

گاه نوشت های حسین مرادی

این شعر رو از وبلاگ "انگار نه انگار" آقای پوریا عالمی آوردم. حتما به وبلاگش سر بزنید. آدرسش توی لینکا هست

قرار نبود
اون روزا که بهار نبود / تو باغ سرد سینه‌ها / هوای برگ و بار نبود
تیشه به ریشه می‌زدن / آتیش به بیشه می‌زدن / هیشکی با هیشکی یار نبود
اون روزا که ابری بودن / جوونه‌ها جبری بودن / مهلت اختیار نبود
تا اینکه باز به لطف حق
آفتابی شد فصل و فلق
باغ دلا بهاری شد
شکفتن اختیاری شد
اما...پس از تازه شدن / رها ز خمیازه شدن/
قرار نبود جدا کنن / دل‌های ما رو از خدا
خلعت خون غنچه‌ها / بیفته زیر دست و پا
*
قرار نبود که شادیا / رنگ جنازه بگیرن
دلا برای عاشقی / بازم اجازه بگیرن
قرار نبود فصل بهار / خزون، بزک کرده بیاد
از در و دیوار واسه دل / بلای بی‌پرده بیاد
تسبیح یک دونۀ دل / قرار نبود که پاره شه
زخمای ریشه‌دار ما / با نیش دشنه چاره شه
قرار نبود که منظره / به چشم ما حروم بشه
پنجره‌ها سنگ بخورن / حنجره مهر و موم بشه
قرار نبود روی لبا / خنده یه اتفاق باشه
مهربونی باغچه‌ها / پنهونی و قاچاق باشه
قرار نبود تو راه دل / سدای ممتد بزنن
بازم به جرم گل دادن / باغچه‌ها رو حد بزنن
قرار نبود که با سکوت / گلوی ما رو پر کنن
روی لبای شهرمون / ترانه رو ترور کنن


نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/۳۱ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ توسط حسین مرادی Hosein Moradi نظرات () |