بی خوابی

گاه نوشت های حسین مرادی

پایان کبوتر:
از هیچ شکست عشقی سرخورده مشو کسی که چون تویی را پس بزند لیاقتش همانست:تفسیر خوشبینانۀ زن‌ستیزانه از شکست
وقتی که در عشق به مرادت رسیدی ذوق‌زده مشو کسی که چون تویی را بپذیرد لیاقت بیشتر از تو را هم ندارد: تفسیر بدبینانۀ زن‌ستیزانه از پیروزی

نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٢٥ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ توسط حسین مرادی Hosein Moradi نظرات () |

می خوام بدون ایده و فکر کردن قبلی بنویسم. ببینم چی از آب در میاد.
مثل اینکه نمیشه. هدفونو در میارم اگرچه آهنگشو خیلی دوست دارم.
آهان فهمیدم. این روزا بیشتر تو فیس بوک هستم. اونجام جای قشنگی هستش اما با اینجا خیلی فرق داره. انگار یه جور حرکت و هیجان توش هست. اینجا پر از سکوت و آرامشه. هر دوتاشون باحالن

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٢۳ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ توسط حسین مرادی Hosein Moradi نظرات () |

یکی از دوستان عزیز  از پست قبلی کلی شاکی بود. این سخن زیبا رو به افتخار متین اینجا میزارم.

«تا امروز، با همنشینی که همکیش من نبود مخالفت می ورزیدم. لکن امروز دل من پذیرای همه ی صورتها شده است: چراگاه آهوان است و بتکده ی بتان و صومعه ی راهبان و کعبه ی طائفان و الواح تورات و اوراق قرآن. دین من اینک، دین عشق است، و هرجا که کاروان عشق برود دین و ایمان من هم به دنبالش روان است.»

                                                                  «محی الدین عربی اندلسی»

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٤ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ توسط حسین مرادی Hosein Moradi نظرات () |

بارها و بارها می شه خوند و ازش لذت برد :

«تمامی مناسبات ثابت و منجمد شده ،همراه با زنجیره تعصبات و باورهای باستانی و قابل احترام آن‌ها از میان می‌روند و تمامی نسبت‌های نوپدید پیش از آنکه شکل پیدا کنند خصیصه‌ای باستانی به خود می‌گیرند. هرآنچه سخت و استوار است دود می‌شود و به هوا می‌رود ،هرآنچه مقدس است دنیوی می‌گردد و انسان‌ها در نهایت ناگزیر می‌شوند تا با شرایط واقعی زندگی و مناسبات خود با همنوعانشان، رو در رو شوند.»

مانیفست حزب کمونیست، کارل مارکس و فردریش انگلس/ ۱۸۴۸

نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/٢٦ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ توسط حسین مرادی Hosein Moradi نظرات () |

ژان ژاک روسو جمله ای داره که شاید ساده و بدیهی باشه ولی واقعا آدمو مبیره توفکر

"از آنچه که فردا دوست خواهم داشت بی خبرم"

نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/٢٥ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ توسط حسین مرادی Hosein Moradi نظرات () |

این شعر رو از وبلاگ "انگار نه انگار" آقای پوریا عالمی آوردم. حتما به وبلاگش سر بزنید. آدرسش توی لینکا هست

قرار نبود
اون روزا که بهار نبود / تو باغ سرد سینه‌ها / هوای برگ و بار نبود
تیشه به ریشه می‌زدن / آتیش به بیشه می‌زدن / هیشکی با هیشکی یار نبود
اون روزا که ابری بودن / جوونه‌ها جبری بودن / مهلت اختیار نبود
تا اینکه باز به لطف حق
آفتابی شد فصل و فلق
باغ دلا بهاری شد
شکفتن اختیاری شد
اما...پس از تازه شدن / رها ز خمیازه شدن/
قرار نبود جدا کنن / دل‌های ما رو از خدا
خلعت خون غنچه‌ها / بیفته زیر دست و پا
*
قرار نبود که شادیا / رنگ جنازه بگیرن
دلا برای عاشقی / بازم اجازه بگیرن
قرار نبود فصل بهار / خزون، بزک کرده بیاد
از در و دیوار واسه دل / بلای بی‌پرده بیاد
تسبیح یک دونۀ دل / قرار نبود که پاره شه
زخمای ریشه‌دار ما / با نیش دشنه چاره شه
قرار نبود که منظره / به چشم ما حروم بشه
پنجره‌ها سنگ بخورن / حنجره مهر و موم بشه
قرار نبود روی لبا / خنده یه اتفاق باشه
مهربونی باغچه‌ها / پنهونی و قاچاق باشه
قرار نبود تو راه دل / سدای ممتد بزنن
بازم به جرم گل دادن / باغچه‌ها رو حد بزنن
قرار نبود که با سکوت / گلوی ما رو پر کنن
روی لبای شهرمون / ترانه رو ترور کنن


نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/۳۱ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ توسط حسین مرادی Hosein Moradi نظرات () |

دورو برم آدمایی رو می بینم که اسم کمبودهاشون رو گذاشتن اخلاق، نیازها و عقده هاشون، نمایشهای حال بهم زنشون، بی عرضگی هاشون، تعارفهای پر از دروغ و دوریشون، اسم همه اینها رو گذاشتن اخلاق و فکر میکنن کسی که اونا رو میبینه بهشون میگه به به چه آدم خوبی؟؟!!!

یاد نیچه می افتم که مثل یک جنگجوی خشمگین شمشیرشو بلند میکنه و تمام این دروغها رو پاره پاره میکنه.

یاد خودم می افتم که هی میخام فرار کنم از این لجنزار ولی .......

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/۱٧ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ توسط حسین مرادی Hosein Moradi نظرات () |

توفکر این بودم که برای تبریک سال نو چه پیامکی بدم. دلم میخاست هم تبریک باشه هم اینکه یه حرفیم از اوضاع مملکت توش زده باشیم.بعد از کلی فکر این فرستادم :

و همچنان در آرزوی بهاری بی خزان برای میهن عزیزمان، نوروز مبارک

یکی از دوستان عزیز جواب دندان شکنی بهم فرستاد که حالشو بردم :

سوگواران را مجال بازدید و دید نیست      بازگرد ای عید از زندان که ما را عید نیست
گفتن لفظ مبارک باد طوطی در قفس       شاهد آیینه دل داند که جز تقلید نیست

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/۱٧ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ توسط حسین مرادی Hosein Moradi نظرات () |